حساب بی حساب
كاروان "حسين" با يك گهواره و يك عالمه بچه هاي كوچولوي سبز پوش و چهارتا فرشته كه ندونستم اون وسط چيكار ميكنن ولي حسابي دلم رو قلقلك دادند. دوتا مرد قوي سبز پوش و يك شير كه از كودكي ميشناسمش.
لشگر يزيد بود و لباسهاي سفيد و طلايي و تاج بر سر. دست آخر يك دسته موسيقي سنتي كه جينگ جينگ جينگ صدا ميده ، بدون سينه زن و زنجير زن.
از كنار دسته ي ديگه اي ميگذشت كه چهارتا علامت بزرگ داشتند كه دست كم پانزده نفر دور و بر هر کدومش هي ميكنند و مواظبند كه به سر و ماشين مردم نخوره،راه رفتن كسي كه گردنش رو زير علامت خم كرده بود به نظرم مضحك ميومد،قيمت هاي ميليوني اين علامت ها و شباهتشان به صليب بماند،هميشه به انگيزه ی عجيب اين جوونك ها فكر ميكنم و چيزی دستگير ذهنم نميشه. مثلا قدرتشان را به رخ بقیه می کشند..(تقریبا 60نفری سرگرم حمل این اهن پاره های تزیین شده بودند)


به این فکر می کنم اگر اون روز "عباس" مجبور بود چنین علامت مسخره ای را به دوش بکشه چه می شد؟؟؟
پشت سر 15نفري طبل و سنج ميزنند و ادم بزرگاي سينه زن به 20 نفر هم نميرسيد.
تقریبا میشه گفت از هر دو نفر یکی موبایلشو روشن کرده و ازین کارناوال فیلم می گرفت. فیلم هایی که شاید حتی یکبار هم تماشا نشوند.
ایستگاه های صلواتی هم که رشد قارچی دارند و فقط چایی می دهند و با دود اسپند ریه های ناراحت ما را ناراحت تر می کنند.
طبل هایی که قطرشان از قد من(171cm) بلندتر هستند باز با قیمت های میلیونی...... بگذریم از پول های هنگفتی که می تواند زندگی تعداد چشم گیری از همون جوونک ها را زیر و رو کنه ولی خرج 355 روز در انبار ماندن و 10 روز نمایش در خیابان می شود.
به حال و هوای متفاوت محرم امسال دقت کرده اید... چقدر از وهم عاشورایی دور شدیم و به عشق نزدیک تر؟؟؟؟ این دل دله های عشق ورزانه رو مدیون مختاریم و بس....
پ.ن1:اگر خدا بخواد اين آخرين مطلبي ست كه در تاثير حال و هواي اين روزها مينويسم.
پ.ن2: دیروز با سوال دوستمون "یک دبیر" دوباره یک نگاهی به "شهریار کوچولو "ی معروف انداختم. حالا که نوشتن پستم تموم شده دیدم راست می گفت ادم بزرگ ها اهل عدد و رقم هستند و همه چیز را با حساب کردن می سنجند....
پ.ن3: مسیح گفت: برای رسیدن به ملکوت اعلی باید کودک شد.
پس در این روزهای باقیمانده فقط از دیدن این کارناوال ها مثل کودکان ذوق زده خواهم شد و در فضای متفاوت و آزاد آن نفس خواهم کشید.


رفتیم تا بعد از دهه؛ اگر دلتان لرزید ، اگر بغض کردید، اگر رقیق شدید ، اگر توی دلتان داغ شد، اگر تشنه تان شد، اگر جرعه ای نوشیدید، اگر مثل پروانه سبک شدید... مرا هم دعا کنید.
زندگی خیلی عجیبه غریبه ها...