من؟ من آدم نیمه کاره رها کردنم. آدم تمام نکردن. آدم بلند نشدن، شروع نکردن. آدم عجیبی هستم. منتظر فردا هم نیستم. آرزو و برنامه ای هم ندارم. زنده ام؟ نه. شادم؟ نه. خوبم؟ نه. ناراحت یا نگرانم؟ نه. هیچی نیستم.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 10:27 توسط الیماه
|
آمدن رونالدو را کم داشتیم و محقق شد. شب ها خنک تر از پیش است و خزیدن زیر این پتوی سبک لذت خوابیدن را دوچندان می کند... فردا مراسم دفاعیه دکترای دوست بیست و دو ساله ام دعوتم و گمانم باید کمی زودتر بخوابم... دوست 22 ساله نه، دوستی 22 ساله.
هنوز نمی دانم این سبک نوشتن را دوست دارم یا نه، دوست خواهم داشت یا نه؟ عجالتا فقط «نوشتن تراپی» ....
از هجوم مردم برای دیدن یک مرد پرتقالی تعجب نکردم. سالهاست از بازی دنیا کنار گذاشته شده ایم. هیجان بیش از حد، حق طبیعی ماست.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 0:33 توسط الیماه
|
سلام
امشب، نیمه شب روز دوشنبه 27 شهریور 1402 درحالیکه نامه های خودکشی افراد معروف را میخواندم دلم خواست به این خانه برگردم و شاید نمی دانم فقط شاید ازین پس شبها، اینجا چیزکی بنویسم...
با احترام الف میم
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 1:44 توسط الیماه
|
زندگی خیلی عجیبه غریبه ها...