يك كتابي دارم به نام "سياره مهربان من" اين كتاب توسط يونسكو به چاپ رسیده، تمام صفحات رنگي و گلاسه با گرماژ بالا....

در این کتاب که نزدیک ده سال پیش خریده ام (از نمایشگاه کتاب) نقاشی های بسیار زیبایی هست و با زبان بسیار ساده به تشریح موضوعات علمی و انسانی برای گروه سنی نوجوانان می پردازد..از معرفی قاره ها، شرایط اب ، جنگل ها و بیابان های معروف، گونه های گیاهی و خیلی چیزهای دیگر و در نهایت شغل ها و نهاد ها و ان جی او هایی که در راستای حفظ کره زمین به عنوان زیستگاه انسان فعالیت می کنند.

هر از گاهی به این کتاب سر می زنم و تلنگری میشه برای حفظ پاکیزگی آب و خاک و هوا...

ما انسان ها با خودمان هم لج هستیم، برای آلوده نکردن هوا ،نریختن زباله در محل زندگی ،تبدیل آب به فاضلاب و ازبین بردن کلی گونه های جانوری....... فقط و فقط هم بلدیم غر بزنیم که چرا کثیفه؟ چرا جمع نمی کنند؟ چرا و چرا؟


چیزی که در کودکی ذهن من رو مشغول می کرد این بود که تفاوت زمین و دنیا در چیست... آنطرف کره زمین را می گوییم: اونور دنیا.... مردم کره زمین را می گوییم: کل  مردم دنیا.. 2تا خیابان را که مجبور شویم برویم می گوییم: تا اون سر دنیا رفتم و برگشتم...

ولی من می دانم که دنیا بر زمین محاط است و زمین زیر مجموعه ای از دنیاست .... ولی هنوز در گفتمان هایمان کم و بیش اشتباه می کنیم... و در کل آیا تعریف درستی از هر دوی اینها وجود داره؟؟


بچه که بودم فکر می کردم وقتی قیافه یکی برام آشناست حتما قیافه منم واسه اون آشناس...بعدتر فهمیدم اینطوری نیست.. اون موقع بود که فهمیدم این دنیا خیلی بی در و پیکره...  دیالوگ "حامد بهداد" در "آدم کش"