هوار هوار ،از بلاتكليفي من با خودم هوار..

گاهي ويار ميكنم و هوس عشق و عاشقي خواب رو از من ميگيره..

وقتي مياد و ميشينه جلو چشام و دستم توي دستش گرم ميشه ، يه جور ترس يا فوبياي اعصاب خردكن مياد سراغم كه انگار قراره اپولو هوا كنم.

يه تو دهني به خودم و ويارم ميزنم و..

و تموم.

پ.ن1: از تنهایی بیزارم ولی به قول شاعر : از تنهايي مگريز/ به تنهايي مگريز/ گهگاه آن را بجوي و تحمل كن.

پ.ن2:کاش بلد بودم هر وقت لازمم می شد گریه کنم.[گریه لازمم شدید]

پ.ن3:معذرت می خام.********


کاش قرصی ، شربتی ، چیزکی بود که آدم رو عاشق میکرد . این روزها هول دادن افاقه نمی کنه.