من و ويارم
هوار هوار ،از بلاتكليفي من با خودم هوار..
گاهي ويار ميكنم و هوس عشق و عاشقي خواب رو از من ميگيره..
وقتي مياد و ميشينه جلو چشام و دستم توي دستش گرم ميشه ، يه جور ترس يا
فوبياي اعصاب خردكن مياد سراغم كه انگار قراره اپولو هوا كنم.
يه تو دهني به خودم و ويارم ميزنم و..
و تموم.
پ.ن1: از تنهایی بیزارم ولی به قول شاعر : از تنهايي مگريز/ به تنهايي مگريز/ گهگاه آن را بجوي و تحمل كن.
پ.ن2:کاش بلد بودم هر وقت لازمم می شد گریه کنم.[گریه لازمم شدید]
پ.ن3:معذرت می خام.********

کاش قرصی ، شربتی ، چیزکی بود که آدم رو عاشق میکرد . این روزها هول دادن افاقه نمی کنه.
+ نوشته شده در شنبه هجدهم دی ۱۳۸۹ ساعت 9:42 توسط الیماه
|
زندگی خیلی عجیبه غریبه ها...