دلم یک شهر باران زده و یک بسته وینستون قرمز می خواهد..

و یک پنجره ی باز...

پنجره ای که رو به هیچ همسایه ای نباشد... تاپ بپوشم و موهایم را باد شانه کند...


و یک تاب.... تابی که کسی برایش به نوبت نه ایستاده باشد.

خالی از هر دلهره ای...