شعر می خوانم
وقتی گفتم دوستت می دارم می دانستم که الفبایی تازه را اختراع می کنم به شهری که در آن
هیچ کس خواندن نمی داند!
شعر می خوانم،
در سالنی متروک
و شرابم را در جام کسانی می ریزم که یارای نوشیدنشان نیست

به تنهایی شنا کن! به تنهایی بال گشا عشق کتابی ندارد،
عاشقان بزرگ جهان خواندن نمی دانستند.

"نزار قبانی"
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 9:47 توسط الیماه
|
زندگی خیلی عجیبه غریبه ها...