ميتوان از باور به همه چيز رسيد،باور دانستن،باور توانستن،باور بودن، باور ديدن و ديده شدن. وقتي سر كوچه عمه ام ينا ي ديوار كاهگلي ميسازند،مردم به مرور زمان ايمان مي آورند و باورش ميكنند ، حاجت ميگيرند وگوسپند نذر مي دهند، وقتي يك ترك ديوار , يك شيشه , يك چاه , يك درخت يا يك اختاپوس به سوال ها و خواستهايمان پاسخ ميدهند كافيست ايمان بياوريم به خود و قدرت هايمان، به توانايي هايمان تا دنيا در دستانمان و مركب حاجات به زير پايمان خوش رقصي كند.