چشمت کور ، چشم شور
به چشم زخم اعتقاد دارید؟ من چشم خورم خیلی ملسه... والا... پای مبارک را هر کجا بگذاریم از بس تو چشیم ها... یک بلایی سرمان می آید...
بگو یک سر درد ساده یا شکستن و خراب شدن وسیله ای ، یا اینکه مثل آدم های فلج جفت چرخ های ماشین را بیاندازیم آنطرف جدول.... خنده هم نداره...
به جون خودم تقصیر برداشت غلط من از هندسه فضایی و عدم محاسبه دقیق فاصله و اینا نبود از چشم زخم این اجنبی های از خدا بی خبر بود....وگرنه من برا خودم یه پا شوماخرم....
حالا جفت چرخا که غلوانگیز ناک بود ولی یکیش که افتاد، آنهم در آن تاریکی نیمه شب در محله های سوت و کور آخرهای کرج(فقط چند متر مانده بود تا قزوین و ما چارتا بانوی ترگل ورگل که مثلا قصد داشتیم از جشن نامزدی به خانه برگردیم ولی زیرگذر را گم کرده بودیم ، تازه لباس و ظاهر مناسب برای پیاده شدن هم نداشتیم و البته نه جراتش را).. و فقط شرایط من رو در آن حال تصور کنید...
زندگی خیلی عجیبه غریبه ها...