می روم تا

گرم ترین رنگ  از رنگین کمان را دستچین نمایم

رنگ های زندگی مرا به هوس می اندازند

اما با تو و برای تو ؛ فقط سرخم


... باقی رنگ ها را یک عصرِ برگریزِ سردِ پاییزی به حراج خواهم گذاشت./


ایده  و بنمایه این شعرگونه از این دوستم بود. که من زدم کلا ترکوندمش.


در سرزمین تو/ چنان عاشق اند/ که گرسنگی را فراموش می کنند/در شهر من چنان گرسنه/که عشق را.."بهرام رحیمی "


 من را امروز در یک رب مانده هم بخوانید.....