کشف ِ اتفاق ـه...

+عزیز من خوشبختی نامه ای نیست که یکروز نامه رسان درب خانه به دستت بدهد..
+ حواسمان باشد هر چیزی که خیلی آسان به دست آمد و شیرین بود یک کلکی پشتش هست... اگر ما را بردند به یک شهر اسباب بازی که ساعت هایش عقربه هم ندارد برای اینست که "خرمان کنند".
اگر پولمان را گرفتند و گفتند می کاریم تا درخت سکه و اسکناس و دلار و شمش بپرورانیم برای اینست که همان اندک را هم از ما بگیرند.. (شک نکن بعدش میگه باید دونفر رو هم معرفی کنی که اون دو نفر هم دو نفر دیگه رو...)
دنیا مثل یک ترازو می ماند... شایدم نه مثل پیشخوان مغازه ایست... تا بهایی نپردازی کالا یا خدماتی دریافت نمی کنی.. به همین سادگی...
با توجه به این قانون ، آدم های خوشگل و خوش تیپ و مهربان و پولدار هم که در نگاه اول هیچ عیبشان نیست لابد یه مشکلی یا کلکی در کارشان است. شک نکنید.(26آذر90- کوچه خوشبخت)
+بعضی بازی ها خیلی خطرناکند... بعضی بازی ها خیلی مفرح اند...بعضی بازی ها فقط وقت رو خوب می گذرونند..
یکی سرسره بازیه... همبازی لازم نداری... کیفش هم مثل بقیه نیست..
یکی تاب سواریه... همبازی نداری ولی یکی باید هولت بده... وگرنه کیفی درش نیست..
شاید بهترینش الاکلنگ باشه... هم بازی ات باید هم قد و هم وزن خودت باشه... همیشه هم چشم تو چشم هستید..
نه اینکه اشکنک داره و سر شکستنک داره... نه... ولی بعضی بازیها خیلی خطرناکند.(آرشیو بهمن 90-کوچه خوشبخت)
زندگی خیلی عجیبه غریبه ها...