ریمل کشان
پشت چشم نازک می کنم
از نازکی به نیستی می گراید
کیست آنکه ناز این دخترک را بخرد..

گمانم بیماری هیجان بالا گرفته ام.. کمد لباس هایم را باز می کنم پر شده از تاپ و شلوارک و تی شرت و مانتو و بلوز های قرمز رنگ..قرمز جیغ.
بیماری دیگری هم دارم .. سرطان خوردن کالری.. یعنی پر کالری ترین خوراکی های دنیا را هوس می کنم بدجور..
بیماری دیگرم اینکه روزی دوبار بروی ترازوی دیجیتال می ایستم ..کمر راست می کنم و بعد از سه ثانیه با گوشه چشم عدد را رصد می کنم و سعی می کنم خودم را بزنم به کوچه علی چپ..
تصور یک چاقالوی قرمز پوش حالم را بهم میزند.
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 21:52 توسط الیماه
|
زندگی خیلی عجیبه غریبه ها...