گرفته حالی ما را کسی نمی فهمد، ترنج قالی ما را کسی نمی فهمد
شاعرهایی هم هستند که از دنیا فقط دوتا صندلی خالی می خوان...
ولی شاعر حواسش نیست، چیزی که تو دنیا زیاده صندلی های خالی ه...
اینکه چه زمان و چطوری پر بشه این صندلی ها، این مهمه...
گرفته حالی ما را کسی نمی فهمد/ شکسته بالی ما را کسی نمی فهمد
شبیه دهکده های جزامیان هرگز/ غم اهالی ما را کسی نمی فهمد
همیشه آفت از این روستا گذر کرده است/ بلای شالی ما را کسی نمی فهمد
هزار حور و پری در دلش نشسته ولی/ ترنج قالی ما را کسی نمی فهمد
اگر چه وارث #شعر هزار ساله شدیم/ بزرگ سالی ما را کسی نمی فهمد
#علیرضا_نعمتی
+بیشتر وبلاگ هایی که می بینم آرشیو قدیمی شون برگشته، من چرا از اخر 92م به این ور دیگه بر نمی گرده؟
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۴ ساعت 8:57 توسط الیماه
|
زندگی خیلی عجیبه غریبه ها...