نمی خواستم بگم ولی خدا خواست و من بلندترین روز سال اول تیر ماه به دنیا اومدم...
قصه از اینجا شروع شد:
از وقتی که من متولد شدم..
....
روزی دوباره متولد خواهم شد و در آغوش مادری برای برگشت بال بال خواهم زد....
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد ۱۳۸۷ ساعت 18:56 توسط الیماه
|
زندگی خیلی عجیبه غریبه ها...