عشق سیری چند؟خریداریم.

 تکرار این قصه عادت بغض کردن و شکستنش را در من از بین برده است... قصه ی گمان عاشقی و در پی اش پشیمانی.

چه کسی دوستت دارم گفتن را ورد زبان این هر کسان کرده؟ چه کسی خواستن را دلیل بر حق عاشقی شمرده است؟

خوشابحال موش های سپید آزمایشگاهی که هرچه هستند نمونه آماری آزمون و خطا در عشق نیستند.

تنبل پروری در ایران

نسیم میوزد اداره جات دولتی تعطیل... نم نم باران میزند اداره جات دولتی تعطیل....

اینهم ماه رمضان.. ساعت کاری از 9 تا 2.... اخه به کدام بهانه؟ اذان مغرب که بعد از ساعت 8 شبه...   6ساعت اختلاف نه به ترافیک ربط داره نه به هیچ چیز دیگه....


مفتی اعظم مصر از دانشگاه الازهر گفته .. هرکس به بهانه روزه داری از کارش کم بذاره روزه اش باطله....


رحیم مشایی: نماد اسلام در جهان،ایرانه....

ما به کجا میریم؟؟؟



اللهم غیر سوء حالنا بحسن حالک.


رمضان گلدی گنه خلق مسلمان اولدی.

چند توصیه سرنوشت ساز برای ماه رمضان امسال که بد نیست  رعایت کنید:

1 غم دنیا..............نخورید

2 حرص پول و پله..........................نخورید

3 گول روباه مکار و گربه نره.................نخورید

4 خاک صحنه..............نخورید

5 سرما............نخورید

6 سر مامان و بابا....................نخورید

7 افسوس گذشته...............نخورید

8 کتک ....نخورید

9 نان بازو..... نخورید

10 خاک حمام......نخورید

11 خاک زمین چمن..... نخورید

به نظر تو دیگه چی بخوریم و چی نخوریم؟؟؟!!

درتاریکی بی آغاز و پایان


دری در روشنی انتظارم رویید
خودم رادر پس در تنها نهادم
و به درون نهادم
اتاقی بی روزن تهی نگاهم را پر کرد
سایه ای در من فرود آمد
و همه شباهتم را در ناشناسی خود گم کرد
پس من کجا بودم ؟
شاید زندگی ام در جای گمشده ای نوسانداشت
و من انعکاسی بودم
که بی خودانه همه خلوت ها را به هم می زد
و در پایان همه رویاها درسایه بهتی فرو می رفت
من در پس در تنها مانده بودم
همیشه خودم را در پس یک در تنها دیده ام
گویی وجودم در پای این در جا مانده بود
در گنگی آن ریشه داشت
ایا زندگی ام صدایی بی پاسخ نبود ؟
در اتاق بی روزن انعکاسی سرگردان بود
و من درتاریکی خوابم برده بود
در ته خوابم خودم را پیدا کردم
و این هوشیاری خلوت خوابم را آلود
ایا این هوشیاری خطای تازه من بود ؟
در تاریکی بی آغاز و پایان
فکری در پس در تنها مانده بود
پس من کجا بودم ؟
حس کردم جایی به بیداری می رسم
همه وجودم رادر روشنی این بیداری تماشا کردم
ایامن سایهگمشده خطایی نبودم ؟
دراتاق بی روزن
انعکاسی نوسان داشت
پس من کجا بودم ؟
درتاریکی بی آغاز و پایان
بهتی در پس در تنها مانده بود



سهراب سپهری